خالق عشقم

به راستی انسان رودی است آلوده

تو ............

برای تنها عشق زندگيم: بعد از تو در شبان تيره و تار من . ديگر چگونه ماه اوازهای طرح جاری نورش را تکرار مي کند . بعد از تو من چگونه اين اتش نهفته به جان را خاموش مي کنم؟ اين سينه سوز درد نهان را بعد از تو من چگونه فراموش ميکنم. من با اميد مهر تو پيوسته زيستم. ( بعد از تو. اين مباد . که بعد از تو نيستم ) بعد از تو افتاب سياه است. ديگر مرا به خلوت خاص تو راه نيست.. بعد از تو در اسمان زندگيم مهر و ماه نيست..... و اما بعد از من.................................. اسمان ابی است ـــ مثل هميشه ابی

نوشته شده در ۱۳۸۳/٤/٢ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات ()


Design By : golibago