خالق عشقم

به راستی انسان رودی است آلوده

اخ که تو چقدر نازی ..

امروز  رو باورم نمیشه  وقتی جلو چشام دیدمت فکر کردم بازم زده به سرم فکر کردم بازم میون خواب و رویا دست و پا میزنم ... چشامو بستم تا از رویای ه لعنتی  جدا شم اخه این روزا خستم از رویاها من  اخه من وجودتو میخوام من تو رو کنارم میخوام بسه وقتی چشامو باز کردم هنوز نرفته بودی  با همون خند ه ی ارومبخشت سلام کردی  با خودم فکر کردم این رویاها چیکار  میکنه با ادم میخواستم جیغ بزنم بسه بسه بسه ... که یه شاخه گل رز اونم از جنس قرمزش گرفتی طرفم  خشکم زده بود

دستام

دستام یخ کرده بود  واقعا اومده بودی جلویه چشام بودی با یه شاخه رز خوشگل یه لحظه باور نکردنی ..

تو عاشقمی .. تو دوسم داری ... تو منو میخوای همون قدری که من میخوامت .. باورت دارم .. با تمومه وجودم  باورت دارم

مرسی برا شاخه گل نازم

خداجونم ممنونم به خاطر اینکه مرد قصه هامو برام نیگه داشتی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٤ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات ()


Design By : golibago