خالق عشقم

به راستی انسان رودی است آلوده

اشک

اشک

اشک

چشایه باد کرده... سردرد ...الان که بیدار م  از دیشب چشایه  باد کرده و سردرد به جا مونده .به خاطر چی اونقدر اشک ریختم ؟ به خاطر یه حرف کوچولو ؟ من تازگیا زیادی نازک نازنجی شدم یا غم و مشکلات زیادی تلمبار شده تو دلم؟ کدووم نمیدونم ؟ولی صدات تو گوشمه . . دلداریات .. عشقت .. کلمهات .. درسته نمیتونستم دستاتو بگیرم ولی حسشون میکردم .. وقتی با اون صدایه مردونت بهم میگی  اروم باش انگار موادی بهم ترزیق میکنن وجودم اونقدر تو ارامش میره ..وقتی تو هستی صدات هست دستات هست انگار هیچ کس نمیتونه یعنی انگار کسی جرات نمیکنه منو اذیت کنه من بهترین نعمت خدا رو دارم انگار خدا تورو به دنیا اورده که دنیایه من باشی تکیه گاه من باشی ... ( خدا جونم ممنونم )

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٢ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات ()


Design By : golibago