خالق عشقم

به راستی انسان رودی است آلوده

روز اشنايی من و او به همين سادگی تمام شد

و امدنت...............۴ سال پيش دقيقا همين روز اومدی و امروز دلم می خواست.........هالا.تو اومدی با ساده ترين سلام با پاکترين لبخند وجودم را به اسارت گرفتی و تو اومدی  عميق ترين نگاه را از ميان چشمانت بر ساحل قلبم نشاندی..تو اومدی با گرميه خورشيد وار  طلوع ارزوهايم را حک کردی..اما؟ سر انجام طوفان حسادت قاصدک زندگيم را به يغما برد.تو رفتی من در سوگ رفتنت در ميان فراموشی ها گم شدم. اری تو فراموش کردی و من حسرت ديدارت را با فرو ريختن اشکهايم به دست غربت می سپارم.............۲۳/۹/۱۳۸۱

نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/٢۳ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات ()


Design By : golibago