خالق عشقم

به راستی انسان رودی است آلوده

روز اشنايی من و او به همين سادگی تمام شد

و امدنت...............۴ سال پيش دقيقا همين روز اومدی و امروز دلم می خواست.........هالا.تو اومدی با ساده ترين سلام با پاکترين لبخند وجودم را به اسارت گرفتی و تو اومدی  عميق ترين نگاه را از ميان چشمانت بر ساحل قلبم نشاندی..تو اومدی با گرميه خورشيد وار  طلوع ارزوهايم را حک کردی..اما؟ سر انجام طوفان حسادت قاصدک زندگيم را به يغما برد.تو رفتی من در سوگ رفتنت در ميان فراموشی ها گم شدم. اری تو فراموش کردی و من حسرت ديدارت را با فرو ريختن اشکهايم به دست غربت می سپارم.............۲۳/۹/۱۳۸۱

نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/٢۳ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات ()

من اينقدر بی ارزشم .......

سلام:سلام برای چی نميدونم..... امروز دلم خسته تر از هميشه هست....... ای کاش امروز بيرون نميرفتم......ای کاش نميفهميدم که يه دروغ بهم گفتی ...يعنی تو نرفتی.... يهنی همش دروغ بود يعنی فقط برای اينکه  از من دور بشی ............ حالا چی خوشحالی که يه بار ديگه دنيا رو سرم خراب شد...........امروز فقط گيتارم ميفهمه که من چی ميگم.....تنها همدمم ... .. ( .گيتارم) ..ميدونی امروز همه ی اون اهنگهايی که ميزنم هديه ای برای دروغات باشه....هديه ای برای اشکی که هيچ وقت بخاطرم نريختی.برای قلبی که هيچ وقت بخاطرم نتپيد...........برای قلبی که به خودش اجازه داد به يه عاشق..به عاشقی که دلش بدجوری  شکسته بود يه دروغ بگه... اری .. برا قلبه تو شايد يه دروغ کوچيک بود ولی برا من............. امروز يه بار ديگه دنيام رو سرم خراب شد..امروز ديگه تو دنيای من که همش تنهاييه .تو يه دروغگوی بزرگ هستی .تو يه نامردی....... همه ی اين حرفارو گفتم..يه چيزم ازم داشته باش:  ديونتم  ديونتم  ديونتم  ديونتم.........همين

نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/۱ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات ()


Design By : golibago